سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
599
تاريخ ايران ( فارسى )
در ولايات ساحلى بحر خزر سكنى داشتند شكست خورد و اين ، موقع مناسبى به ارامنه داده شروع بشورش و بلوا نمودند . ارتاگزاتا را تسخير كرده و ساهاگ نام از خانوادهء نجيب با گراتيد را بشاهى برداشتند . در سال آتى دو دسته از قواى ايران بر عليه ارمنستان و ايبرى هردو بعمليات پرداختند . پادشاه ايبرى ظاهرا با پادشاه ارمنستان در شورش بر ضد ايران موافقت كرده بود ليكن در آخر با او غدر نموده و سبب شد كه ايرانيان قشون ارمنستان را مغلوب نموده و پادشاه آنها كشته شد . و اهان رئيس كل قواى ارمنستان فرار كرده و تا مدتى متوارى بود ولى مرگ فيروز وضعيت را تغيير داده و مجددا آئين مسيح در قلمرو ارمنستان حكمفرما شد . شكست فيروز از هونهاى سفيد و مرگ او 483 م فيروز از اهانتى كه به او از طرف خوشنواز شده بود سخت در رنج بوده و دائما در صدد بود كه اين كسر را جبران و اين لك را از خود پاك كند . چون اينمطلب در عهدنامه ذكر شده بوده كه نبايد او هيجوقت با نيروى خود از ستونى كه معين شده تجاوز كند و لذا براى رفع اين محظور و اينكه نقض عهد نكرده باشد امر داد كه ستون را از جاى كنده همهجا پيشاپيش سپاه حركت دهند و او با نيروى عظيمى كه از جمله پانصد فيل جنگى نيز بوده به طرف مشرق روانه شده به بلخ رفت كه در آنجا هونها منتظر وى بودهاند . سپاهيان ايران وقتى كه بدشمن نزديك شدند از آنها تقاضا شد كه نقض عهد نكنند و از عواقب آن حذر كرده با آنها داخل جنگ نشوند و اين بنابقول طبرى سبب شد كه نيمى از سپاهيان فيروز از وى جدا شده و او با بقيهء سپاه خود حمله برد و در خندقى كه در سر راه لشكر كنده و روى آن را با چوب و نى پوشانيده بودند افتاده همگى و از آن جمله خود فيروز تلف گرديدند و بدين ترتيب دورهء سلطنت طولانى اين پادشاه كه در ميان همميهنانش بشجاعت معروف است بعد از يك سلسله شكست و مغلوبيتهائى خاتمه يافت . ايران خراج گذار هونهاى سفيد 485 - 483 ميلادى بعد از فيروز برادرش ولگاش كه يونانيها او را بلاس مينامند بر تخت نشست ، وى بدوا برفع غائله هياطله پرداخت و فرماندار سيستان را مأمور كرد كه با خوشنواز عهد صلحى منعقد سازد ،